دوباره آمده ...
دوباره آمده، درهای وجودتان را باز کنید.کسی بردرخانه ی شما می کوبد. نگذارید پشت دربماند. مباد برود و که اگر برود، خدا برود.
در بگشایید و پذیرایش شوید. دیوارها رافروریزید ودر آغوشش بگیرید. فریاد بر آورید و بخوانیدش زیرا چه شب ها و روزها شما رابه سوی خود خوانده وخودرا ناخوانده انگاشته اید.
...
او را. او را. او را. بنگریدش. و لحظه ای رهایش نکنید.
چشمانتان رابگشایید وببینید."او دوباره می آید."
ماه رمضان ماه نزول قرآن کریم برهمگی مبارک باد
حق یارتون
توجه ... توجه
آیا می دونید که امتحان چیست؟
آیا می دونید که امتحان الهی چیست ؟
می تونید امتحانات ظاهری وباطنی خودتون رولیست کنید؟
نظربدید ازاین پس بااین مطالب می ریم جلو چطوره؟
میلاد نوربرنوردلان مبارک باد
امروزبرایتان هدیه ای دارم از نشانه های استادحق ازحکیم کهن لائوتسه که ازوبلاگ حافظان مسیح استخراج کرده ام، امیدوارم موردپسند واقع شود.
...
بنابراین استاد، عمل می کندبدون انجام چیزی وتعلیم می دهد بدون گفتن چیزی.
چیزهایی اتفاق می افتندواواجازه می دهد که اتفاق بیفتند.
چیزهایی ناپدید می شوند واو اجازه می دهد که محو شوند.
او دارداما مالک نیست.
عمل می کند، اماانتظارندارد.
هنگامی که کارش تمام شد، فراموش می کند.
برای همین است که جاویدان می ماند.
...
نشانه ی یک شخص متعادل،
رهایی ازنظرات خوداست.
باحوصله، مانند آسمان،
فراگیر، مانندنورخورشید،
استوار،مانندیک کوه،
انعطاف پذیر، ماننددرختی درمقابل باد،
بدون مقصدوهدف،
وازهرچیزی
که زندگی به او می دهد، استفاده می کند.
هیچ چیزبرایش غیرممکن نیست.
چون اورهاکرده است،
می تواندبه سعادتمندکردن مردم بپردازد،
مانندیک مادرکه به بچه هایش مهرمی ورزد.
...ادامه دارد
معلم زندگی
معلم زندگی بجای ماهی ساختن قلاب ماهیگیری رابه تومی آموزد. اگرظرفیت تو بیش ازاین بود او تور رابه تو نخواهدداد بلکه تورساختن رابه تو یاد می دهد. بعد از این تو باید تور و ماهی و ماهیگیری را رهاکنی و تماما صرف دریا شوی و با دریا و در دریا وبرای دریا زندگی کنی.
ازدنباله ی کتاب جریان هدایت الهی
اشتراکات عجیب اساتید بزرگ
پس ازتبریک سال نو
چند ماه بود تاخیر داشتم ولی دیگه سعی می کنم زیادتاخیر نداشته باشم.
دروبلاگها که می گشتم به وبی برخوردم که درمورداساتید باطنی مطالبی نوشته است که هردفعه یک قسمت رو می آورم.حتما همه معلمین باطنی روشنیده اید دراینجا به نقاط مشترک آنهامی پردازم.
اشتراکات عجیب اساتید بزرگ
با کمی بررسی و دقت پیرامون زندگی معلمان بزرگ باطنی، بلافاصله متوجه می شویم که میان اساتید بزرگ اشتراکاتی وجود دارد که گاهی بسیار عجیب به نظر می رسد. بصورت فهرست وار به بعضی از این اشتراکات عبارتند از: 1. تولد: درباره تولد اساتید بزرگ عموماً داستانهای خاصی نقل می شود که آن را با تولدهای دیگر متمایز می کند. 2. بیگانگی در خانواده: غالباً این افراد در محیط خانوادگی و دوستان (تا زمان قبل از آشکاری هویت معلمی) در وضعیت بیگانگی و حاشیه قرار داشته و خارج از محاسبات و ادراکات اطرافیان و خانواده زندگی می کردند. 3. سواد کم: در بعضی از بزرگان باطنی (راما کریشنا، سایی بابا و...) مدرسه گریزی و فرار از سواد ظاهری به وضوح دیده می شود. در معدود افرادی هم که دارای مدارک تحصیلی دانشگاهی بوده اند، بروز هویت معلمی، در زمان طولانی تری اتفاق افتاده است و به محض آن، موضوع مدرسه گریزی ظاهر شده است. 4. شهود بزرگ: ...
ادامه مطلبقرآن درمانی
چند وقت پیش برای عیادت دوستم به بیمارستانی رفته بودم، همینطور که به صحبتهایش درباره بیماری و آزمایشهای داده شده گوش میدادم چشمم به بالای سرش افتاد. در کنار زنگ پرستار و شماره تختش طاقچهای قرار داشت که روی آن یک جلدکتاب کوچک قرآن بود. به اطراف که نگاه کردم، دیدم بالای همه تختها این کتاب گذاشته شده است. چقدر زیبا و دلگرم کننده!
شاید مدیریت بیمارستان میخواست به همگی یادآوری کند که جدا از امکانات موجود قدرت عظیمی برای شفا وجود دارد که در دسترس همگان قرار دارد .
اگر چه فهم کامل کتاب آسمانی هم مانند برخی دیگر ارکان دین و مذهبمان ناشناخته باقی مانده است، با این وصف، پوشیده نیست که کتاب قرآن دارای اسرار عمیقی است که جز با مطالعه و دقت به آیات آن برایمان روشن نخواهد شد و چه بهتر که بر آیات و معانیش تعمق کنیم.
در سوره الاسراء آیه 82 آمده است: و ما آنچه از قرآن فرستادیم، شفاء و رحمت برای اهل ایمان است
پس درمان خود را از قرآن بخواهيد و در سختيها از قرآن ياري طلبيد و خواستههاي خود را به وسيلهي قرآن طلب کنيد و با دوستي قرآن به خدا روي آوريد زيرا وسيلهاي براي تقرب بندگان به خدا٬ بهتر از قرآن وجود ندارد. »
http://www.shafaa.com/Religion/Religion000229.aspx
این منم حسین نه صلح می کنم نه سکوت
اگرباکشتن من عشق پابرجاست
ای شمشیرها مرادربرگیرید
ادامه شفای الاهی وشفاگرالاهی
شفاگر الهي با نور شفا ميدهد و تاثيرات اين شفا در بسياري از ابعاد زندگي فرد بيمار از جمله گاهي در جسم او نيز نمايان ميگردد و بيماريهايي كه ريشههاي آن تاريكي است از وجود شفا يافته رخت بر ميبندد.
شفاي طبيب الهي از جنس نور است و اين نور گاهي وارد ذهن او ميگردد و ذهن و عقايد بيمار شفا مييابد، گاهي اين نور وارد قلب او ميشود و احساسات و عواطف او نوراني ميگردد و گاهي وارد روح بيمار شده و دگرگوني اساسي در روند شفا در او بوجود ميآورد .
به اين ترتيب، وسيله و ابزار طبيب الهي در روند شفاگري؛ اذن الهي، شناخت همه جانبه از بيمار و بيماري و نور دانايي و عشق به سلامت و حيات بيماران و ... است .
باشد كه ما نيز در زمره شفا يافتگان طبيب الهي باشيم....
بسم الله و باذن الله
شفاگرالهی
تصور ميكنيد يك شفاگر الهي به چه شيوه افراد را شفا ميدهد؟
اگر از شما بپرسند كه چه هويتي براي يك شفاگر قائل هستيد اولين تصور شما از هويت او چيست؟ در مواجهه با اين سوال اولين چيزي كه به ذهنم ميرسد هويت طبيبانه شفاگر است. شفاگر كسي است كه بيماري و بيمار را ميشناسد و راه رهايي او را از اين بيماري ميداند. بنابر اين شناخت شفاگر الهي از فرد، مسائل و بيماري او از جمله مواردي است كه در تعيین هويت شفاگر ميتوان به آن تكيه كرد. او ميداند و ميشناسد هر چند به ظاهر علم طب را آنطور كه معمول است از راههاي شناخته شده كسب نكرده باشد.
شفاگر الهي ريشه بيماريها را به خوبي ميشناسد و آن را به ميكروبها و مهمانان موزي و رشدهاي كاذب و برهم خوردن سيستم تعادلي جسم محدود نميداند. طبيب الهي ريشه بيماريهاي جسم را در درون بيمار رصد ميكند و اغلب به دنبال رفع اين ريشهها و نابسامانيهاي دروني است .
ادامه نسخه های جعلی
هرچه قدرماحواسمان روجمع کنیم تعداد اونها کمترمی شه هرچه مابی تفاوت باشیم تعدادشان ...می شه !
انرژی درمانهابه سبک كتابهای گیاهدرماني قدیم كه برای هرگونه درد و بیماری یک گیاه یا معجون گیاهي را با قُسم و تأكید توصیه میکرد، طوری نوشته شدهاند كه انگار همه بیماریها را میشود با تكنیکهای ابداعی آنها درمان كرد حتی بیماریهای صعبالعلاج و برگشتناپذیر را، آیا تا بهحال كتابهای طبی قدیم را مطالعه كردهاید؟ من دهها نمونه از آنها را دیدهام. در این كتابها برای انواع مسائل، بیماریها و نیازهای انسان نسخههاي مطلقگونهای وجود دارد كه اگر بخواهید آنها را باور كنید پس باید بلافاصله اعتراف كنید كه انسان به پایان جهان رسیده و در آستانه رستگاري و دستیابی به كلیدهای زندگی جاودانه است. فیالواقع میتوان گفت: كه بخش اعظم این كتب عبارت است از خرافات و بافتههای توهمی و مقدار بسیار كمی هم كه ممكن است واقعیت داشته باشد كاملاً آمیخته با اشتباه و گزافهگویی است.منبع:سایت علوم باطنی
نظرشما چیه؟
![]() |
نسخه های جعلی
بنظرمی رسدکسانی سودجوپیداشده اندومی خوان مردم روسرکیسه کنن. ولی آیا این حقه آنها کارسازاست یاخیر؟
نظرشما درباره این مطلب چیه ؟
بازسلام به خوانندگان محترم
بعدازچندهفته وقفه به دلیل مشغله کاری بازهم آمدم.می خواستم نظرتان را درموردموضوعات وب بپرسم .درچه موضوعات دیگری ....
ادامه رويابينی...
مصداق هایی درموردرویاورویابینی
به طور مثال میتوان به حضرت یوسف(ع) اشاره کرد که هم رؤیای سرنوشت سازی برای خود و خانواده اش دید و هم رؤیای بزرگ پادشاه مصر رو تعبیر کرد و براساس آن تدابیر لازم برای نجات ملت مصر انجام شد که منجر به عزیز شدن او در میان مصریان گردید. از دیگر انبیای رؤیابین و خوابگزار میتوان به دانیال حکیم اشاره کرد. همچنین زکریای نبی و ایوب از انبیایی بودند که رؤیاهای خاصی داشتند. پیامبر اسلام نیز دارای رؤیاهای خاصی بودند. ایشان بازگشت امتشان به مکه را از طریق رؤیا پیشگویی کرده بودند. چنانچه خداوند در سورة فتح آیة 27 میفرماید: «همانا خدا خواب پیامبرش را به حق راست آورد – تحقق بخشید – که اگر خدای خواهد هر آینه به مسجدالحرام درخواهید آمد».
رسول اكرم (ص) خود دربارة رؤیا و رؤیابینی فرموده اند:
«رؤیا سه قسم است : بشارتی از جانب خدا ، محزون كردن از جانب شیطان و حدیث نفس انسان است كه او در خواب میبیند». ( الحدیث ج 2 ص 76 بحار جلد 14 ص 441)
«رؤیای صادقه و حقایقی كه از آن راه الهام میشود ارزش یك جزء از هفتاد جزء نبوت را دارد».
( الحدیث ج 2 ص 78 به نقل از بحار الانوار ج 14 ص 435)
«رؤیای مؤمن سخنی است كه خداوند در خواب با بنده خود میگوید ».
(الحدیث راهنمای انسانیت سیری در نهج الفصاحه ص 332 ح 1642)
«كسی كه به رؤیاهای تحت شرایط ، بیاعتقاد باشد در واقع به فرستندة آن كه حق تعالی است و همچنین به مسائل ماورای طبیعت ایمان ندارد» . (كتاب حكیم ص 154به نقل از تعطیر الانام فی تعبیر المنام از نابلسی ص 3 )
«من پایان دهندة رسالت آسمانیم و بعد از من مدعیان را طرد كنید اما خطوط مراسلاتی غیب دراجزای كمتر و مقیاس پایینتر ادامه مییابد كه آن رؤیاهای صادق و پروازهای در عالم خواب است» .
(كتاب حكیم ص 154به نقل از تفسیر المیزان ج 10 ص 101 از كتاب دٌر المنثور)
روياهای بزرگ ...
رویاورویابینی
درمجله علوم باطنی وقتی که داشتم درموردرویامیخوندم به افرادی برخوردم که رویاهای بزرگ میدیدندکه به دودسته تقسیم کرده است:
اولین و مهمترین آنها انبیا بودهاند که از طریق رؤیاهایشان قوم خویش رو هدایت و راهنمایی میکردن. گروه بعد پادشاهان بودن که خداوند از طریق رؤیا با آنها ارتباط میگرفته و پیام خویش رو میرسانده و به آنها نوید یا هشدار میداده است.
در کتاب تورات آمده که اکثر پادشاهان بنی اسرائیل با یک نبی و یا یک خوابگزار در ارتباط بودن و این به دلیل اهمیت رؤیاهایی بود که آنها میدیدن . بسیاری از انبیا هم رؤیابین بودن و هم تعبیرکنندة خواب.
در کتب مقدس داستانهای بسیاری دربارة انسان های خاصی آمده که دارای رؤیاهای بزرگ و سرنوشت سازی بوده اند.
:
:
:
:
:
:
شما دوستان وبلاگی چقدررویامیبینیدوچقدرراجع آنها فکر میکنید؟
قدمت روياورويابينی
ادامه مطلب:
قدمت رؤیا و رؤیابینی
در طول قرنها وجود خوابگزاران، مفسران و معبران رؤیاها در دربار پادشاهان و حکما حاکی از اهمیت رؤیا و رؤیابینی بوده است. نزد اقوام ابتدایی، رؤیاها به مثابة پیام خدایان یا شیاطین تعبیر میشدند و هر قبیله خود رو در رؤیا شریک میدانسته و آن رو حاوی توصیه هایی برای آیندة نزدیک و پرماجرای قبیله میدیده است.
شماچقدررویامیبینید؟آیاآنها روجدی میگیرید؟
روياورويابينی
بِسمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
تَنزَّلُ الْمَلَئكَةُ وَ الرُّوحُ فِيهَا بِإِذْنِ رَبهِم مِّن كلِّ أَمْرٍ(4)
سلَمٌ هِىَ حَتى مَطلَع الْفَجْرِ(5)
در آن شب فرشتگان و روح به فرمان پروردگارشان براى انجام دادن كارها نازل مىشوند.
آن شب تا طلوع بامداد همه سلام و درود است.
سلام بردوستانم
ازاین پس باموضوع رویامطالب رادنبال کنیدراستی درموردرویاورویابینی وقدمت رویا چه میدانید؟
ماه ضیافت الهی برمهمانان الهی مبارک باد
باشدکه دراین ضیافت جسم وروان خودراتزکیه کنیم .
ان شاءالله
هوالاوّل و الاخر
خداوند هستی رو با نام خود آغاز كرد، وحی رو با نام خود آغاز كرد و خود بیان می کندکه ابتدا و انتهای هر كار است. او از طریق بیان این آیات (نشانهها) به ما پیام میدهد كه با اندیشه در آنها طریق درست آغاز كردن رو بیاموزیم و به آنچه آموختهایم عمل كنیم. پس با نام خدا آغاز میكنیم كه بالاترین كلمات است. «كلمه ا... هی العلیا»
برگرفته شده ازنشریه علوم باطنی
هماهنگی باهستی
میکنیم آغازبانام خودش...
آیا آغاز امور با نام آفرینندة هستی، و توجه ما به آن آغاز نخستین كه تنها آغاز حقیقی است، قصد ما را بیشتر در تماس و هماهنگی با روند هستی قرار میده و یا آغاز كردن با نام خودمان و یا نام دیگری؟ حتی اگر خود و دیگر اجزا هستی را انعكاسی از وجود خداوند بدونیم، آغاز با نام غیر خدا مانند سعی در روشن كردن اتاقی تاریك با تصویر آتش است.
نظر شما چیه ؟
داستان تولد هستی به ما میگه كه تنها آغاز حقیقی، آغازیه كه با نام آفرینشگر باشه. هر شروع دیگه با جریان آفرینش و حیات در ناهماهنگی است، از حمایت هستی برخوردار نیست، و سرنوشت آن نیز قطعاً دارای نارساییهایی خواهد بود.
پست بعدی خیلی خیلی مهم است .... برگرفته شده ازمجله علوم باطنی
بشرامروزی چقدرباهستی هماهنگه؟


